خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰

ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز

وی شب شب وصل است دژم باش و دراز

ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز

وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز