واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۸۸

کارم همه‌وقت هرزه گردی بوده

پایم فرسوده بس که ره پیموده

چون آبله از سفر نشد حاصل من

جز چشم تر و روی غبارآلوده