واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۵

بیچاره دلم که بود اسیر خوبان

خون گشت ازین صبر و خردآشوبان

با آنکه نکرده در وفا تقصیری

عمریست که هست داخل مغضوبان