واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۰

من رخت ز کوی یار بردم رفتم

صد شکوه ز روزگار بردم رفتم

از نالهٔ من بود کسان را تصدیع

دردسر ازین دیار بردم رفتم