واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۴

دیر است که دورم از حریم دلدار

با گریهٔ زار زار دارم سر و کار

ای ابر بیا آب ز چشمم بردار

وانگه برو بران بر و بوم ببار