واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۹۳

شطرنجی من چو روبه‌رو بنشیند

جان از تن من بساط خود برچیند

من خود چه گدایم که بگردم ماتش

شه مات شود اگر رخش را بیند