واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۷۶

در تاب و تبم تمام شب می‌گذرد

روزم همه در رنج و تعب می‌گذرد

القصه به طول‌ها شب و روز مرا

بی‌دوست به تشویش عجب می‌گذرد