واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۳۹

آن طفل که مست سلفر نادانی است

حالم ز غمش خراب و سرگردانی است

می‌نالم و رحم نایدش بر من زانکه

او ترک‌زبان ناله‌ام افغانی است