واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۳۱

یک لحظه ز افلاس دلم بی‌غم نیست

بیگانه و آشنا ازین محرم نیست

یا رب بخشای بر تهی‌دستی من

اسباب ز کف رفت و توکل هم نیست