واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۳۰

آزادی ما رفت اسیری مانده است

دستی محتاج دستیگری مانده است

هنگامهٔ آتش جوانی شد سرد

خاکستر افسردهٔ پیری مانده است