واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۶

آن روز که درد هجر شد روزی ما

گم شد همه فرخی و فیروزی ما

برخاسته رفت از بر ما هر یاری

داغ تو نشست بهر دلسوزی ما