بسوزان یا بکش یا محرم بزم وصالم کن
ندارم هیچ حال ای همنشین رحمی به حالم کن
ندارم هیچ خونگرمی که گردد غمگسار من
بیا ای گریه باری ساعتی رفع ملالم کن