واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۷۶

گرچه محروم شب عیش وصالت خفتم

تا سحر دست در آغوش خیالت خفتم

دیده در خواب بلاهای سیه می‌جستم

بس که آشفتهٔ زلف و خط و خالت خفتم