واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۵۱

دارم دلی از درد تو بیمار و تو غافل

جانی به لب از حسرت دیدار و تو غافل

تابوت من آن روز که بردند ازان کوی

بگریست به حالم در و دیوار و تو غافل