به فاقه پا نگذارم برون خانهٔ خویش
که بستهام به شکم سنگ آستانهٔ خویش
غریب بلبل من از تغافل صیاد
ز رشک ساخته آباد آب و دانهٔ خویش
اشعار متفرق