واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۴۳

فصل بهار آمد و من زنده در قفس

وز زندگی خود شده شرمنده در قفس

مرغ مرا ملول اسیری نمی‌کند

چون کبک قاه‌قاه زند خنده در قفس

متفرق اشعار