واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۳۹

کرا دماغ که سوزد چراغ در شب هجر

همین بس است که سوزیم داغ در شب هجر

به ساده‌لوحی من خنده کن که می‌جویم

ز صبر گم‌شدهٔ خود سراغ در شب هجر