واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۳۷

دل خون گشته می‌ترسم که از مژگان فرو ریزد

بیالاید کنارم را و در دامان فرو ریزد

گدازد سیم اگر یابد خبر از اندام نرم تو

وگر بیند دل سخت تو را سندان فرو ریزد

متفرق اشعار