واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۳۳

ز صبح عید دلم بی تو شام ماتم دید

من آنچه دیده‌ام از دوریت کسی کم دید

فغان که زخم دل ما ز قحط چاره گران

نه نام بخیه شنید و نه روی مرهم دید