دل از اندیشهٔ دارین غم پهلوی غم دارد
ز فکر این دو خانه چون کمان پشتم دو خم دارد
گرفتار تو هرجا پا گذارد شور برخیزد
چو شخص پای در زنجیر شیون در قدم دارد