واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۱۴

بخت چون شمع به غیر از تب و تابم ندهد

رخصت اینکه برد یک مژه خوابم ندهد

این چه ظلم است ندانم که به این تشنه‌لبی

تیغ دریا دل خوبان دم آبم ندهد