واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۰۸

دل یک نفس در آتش هجران طپید و ماند

همچون سپند ناله‌ای گرمی کشید و ماند

شاید نوید وصل ز جای شنیده است

جان فراق دیده که بر لب رسید و ماند