واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۰۴

رفتی از گلشن و گل‌ها همه دلگیر شدند

در فراغ تو جوانان چمن پیر شدند

کرد سودای تو دیوانه خردمندان را

زلف بگشا که همه قابل زنجیر شدند