واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۶۸

دستم ز کار رفت گریبان دریدنی است

ضعم ز پا فکند و بیابان دویدنی است

سر بر زداست آبله‌ها از عذار او

آیینهٔ حبابی آن حسن دیدنی است