واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۳۸

عمری گذشت رونق هامون نمانده است

گویا کسی ز دودهٔ مجنون نمانده است

معذور دار گر بکشم ناله‌های خشک

از بس گریستم به تنم خون نمانده است