واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۲۵

ز سیلِ گریه‌ام شد جان مجنون تنگ در صحرا

میان ما و او افتاد آخر جنگ در صحرا

چه باشد باز داری گر دلم را از رمیدن‌ها

ز حکم چشم شوخت گردد آهو لنگ در صحرا