واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۰

پای رفتن نیست هرگز از سر آن کو مرا

رفته آنجا پا به گل از گریه تا زانو مرا

چون هلال عید از اوج غرور آن مه‌جبین

بعد سالی می‌نماید گوشهٔ ابرو مرا