واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۹

شمع‌سان شب همه شب گریه بوُد کار مرا

کاهش جان شده این دیدهٔ بیدار مرا

دوش رفتی به عیادت سر بالین رقیب

ساخت دلسوزی بی‌جای تو بیمار مرا