واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۲۳

دل مهیا نموده برپایی

می‌توان آمدن به مهمانی

کم نشد حسنت از دمیدن خط

تو الی الان بر همان آنی

در میان دو مشکل افتادم

مانده‌ام در طلسم حیرانی

من ز تو احتراز نتوانم

تو به من اختلاط نتوانی