به شادی خوگری کیفیت غم را چه میدانی
دلت تریاکی سور است ماتم را چه میدانی
وفا ورزیدم و هرگز نمیخوانی سگ خویشم
تو ای شوخ پریرو قدر آدم را چه میدانی
مرا همدم جگرداری کنی تعلیم معذوری
جگرپردازی اشک دمادم را چه میدانی
گهی از چرب نری این دل مجروح مژگان را
همین زخمی توانی کرد مرهم را چه میدانی