واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۱۹

ای دل هزار حیف ز جانانه غافلی

یارت به خانه است و تو از خانه غافلی

داری ز زلف گرچه دو زنجیر در بغل

از چاره‌سازی دل دیوانه غافلی

منشین اگر به دیده نشاند تو را رقیب

تو از فریب مردم بیگانه غافلی

ای آنکه سوز می‌طلبی از مزارها

از مرقد منور پروانه غافلی