از درد نهان من چه پرسی
ای آفت جان من چه پرسی
بیتاب و توان شدم ز دستت
از تاب و توان من چه پرسی
سودا زده کرد زلف یارم
از سود و زبان من چه پرسی
دلتنگترم ز غنچه بیتو
ای تنگدهان من چه پرسی
بینام و نشان شدم ز دردت
از نام و نشان من چه پرسی