به حکم ناز گهی غمزه را چو تیر بزن
بگو که تیغ نخستین برین اسیر بزن
شنیدهام که پر از تیر ترکشی داری
بیا و این همه را بر دل فقیر بزن
چنان مکن که کشد حسرت جفای توام
به تیغ اگر ننوازی مرا به تیر بزن