واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۹۶

اشکم بکشید پا به دامن

این طفل نکرده جا به دامن

پای نشناخت آن سر کوی

دیگر نشد آشنا به دامن

خواهم که ز دست او کنم چاک

پیراهن صبر تا به دامن