خون مرا بریزی و گویی رواست این
این من هلاک طور تو رسم کجاست این
بر خاک ما به دست بلورین گلی بریز
ظالم شهید ناز تو را خونبهاست این
بر خاک پای او مگذر تند ای صبا
نتوان به یاد داد دگر توتیاست این
پیر مغان دمی که مرا داد درد می
گفتا مس وجود تو را کیمیاست این