واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۸۶

قهر و عتاب و جور و جفا می‌کنی مکن

با این دل شکسته چه‌ها می‌کنی مکن

پیکان خویش از دل ما می‌کشی مکش

ای یار را ز یار جدا می‌کنی مکن

ای نور دیده از نظر می‌روی مرو

این خانه بی‌چراغ چرا می‌کنی مکن

اوراق دل به یاد هوس می‌دهی مده

مانند غنچه کسب هوا می‌کنی مکن