در آتشم از عشق و نگویی چه خس است این
جانا گل آ»یزش اهل هوس است این
چون مرغ نواسنج دلم گشته اسیرت
صیاد نگه دار که باب قفس است این
در عاشق و اهل هوسش نیست تمیزی
طفل است چه داند چه کس است آنچه کس است این
ای قافلهسالار نکویان ز تو فریاد
دل نالد و گویی که صدای جرس است این
وز لعل لب یار دل بوالهوس ما
هرگز نشکیبد شکر است آن مگس است این