واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۶۷

من ز گیسوی کسی تاری به دست آورده‌ام

بهر خود سررشتهٔ کاری به دست آورده‌ام

طعمهٔ زاغ و زغن کرد او دلی کز من ربود

من به این خوشدل که دلداری به دست آورده‌ام

یک‌دم ای شور جنون دست از گریبانم مدار

بعد عمری سوزن و تاری به دست آورده‌ام