من رنگ آن بهار حنا را ندیدهام
چون بوی گل لطافت او را شمیدهام
جوشید بس که آبلهای درون من
من سینهچاک همچون انار کفیدهام
مشق جنون رسیده به جایی که مد چاک
از جیب تا به دامن محشر کشیدهام