واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۶۴

مرا ای غم ز سر واشو نه دلدارم نه جان دارم

ز من دیگر چه می‌خواهی نه این دارم نه آن دارم

تو ای دل خویشتن را بر کناری کش که من با خود

حدیث نازک از وصف میانش در میان دارم

مراچون ره به محفل داده‌ای نزدیک خودبینان

تو حرف آهسته می‌گویی و من گوش گران دارم