واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۶۳

نمی‌دانم چه سازم تا دلت از کین بگردانم

چه آیین پیش گیرم تا تو را آیین بگردانم

من از بیماری دل نقش بستر گشته‌ام یا رب

نمی‌دانم که با این ضعف چون بالین بگردانم

نباید سجده‌گاه اهل دل آلوده گرداند

ز کوی او عنان گریهٔ خونین بگردانم