واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۶۲

در غمت گریه فراوان کردم

قطره‌ای بودم و طوفان کردم

تا خطم صورت زلفت گردید

چه‌قدر مشق پریشان کردم

هر قدر چاک به دستم افتاد

همه در کار گریبان کردم