یاد ایامی که در کوی تو مسکن داشتم
پای دیواری برای گریهکردن داشتم
عشق از فرهاد و مجنون گشت رسوای جهان
پاس ناموس محبت را همین من داشتم
سر به پایت میگذارم عذرم ای قاتل پذیر
حق شمشیر تو از عمری به گردم داشتم
عشق کرداست این چنین امروز ناقابل مرا
ورنه من زین پیش استعداد هر فن داشتم