واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۲۶

من دل گم گشته جویان می‌روم

هرچه بادا باد گویان می‌روم

عاقلان دل در برم دیوانه شد

از پی زنجیر مویان می‌روم

کعبهٔ کوی توام یاد آمدست

از حرم لبیک‌گویان می‌روم

از پی آن سرو چون آب روان

دست از آرام شویان می‌روم