گله از جور تو بنیاد کنم یا نکنم
ظالم از دست تو فریاد کنم یا نکنم
ای قدیمان قفس تازه به دام آمدهام
ناله در خانهٔ صیاد کنم یا نکنم
وعدهٔ وصل به من میدهد آن سست وفا
دل غمدیده به آن شاد کنم یا نکنم
من به امید تو ای خسرو شیریندهنان
جان کنی پیشه چو فرهاد کنم یا نکنم
ناله دیریست که در سینهٔ من زندانیست
چیست فرمان تو آزاد کنم یا نکنم