واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۱۴

خوشم از نعرهٔ مستانهٔ دل

خدا آباد دارد خانهٔ دل

تمام شب مرا بی‌تاب دارد

طپیدن‌های سیمابانهٔ دل

مرا از دست این شکرکلامان

عجب زهریست در پیمانهٔ دل

بلاها خفته‌اند اینجا خبردار

قدم فهمیده نه در خانهٔ دل