کار خداپسند نکردم هزار حیف
یک کار سومند نکردم هزار حیف
بند قبا کشادی و صبح عجب دمید
دست دعا بلند نکردم هزار حیف
آن دم که رفت بر سر آتش ز بزم تو
همراهی؟؟؟ نکردم هزار حیف
زلفت گشاده بود کمندی به قصد صید
سر در سر کمند نکردم هزارحیف
آن زلف مار بود گرفتم ز سادگی
اندیشه از گزند نکردم هزار حیف
ردیف القاف