واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۰۵

گر بگردد روزگار از وضع خویش

برنگردد آن نگار از وضع خویش

غم شکستم می ز مستی ریختم

می‌کشم اکنون خمار از وضع خویش

پیش او کردم عبث خالی دلی

گشته‌ام پرشرمسار از وضع خویش