واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۰۴

من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش

کی توانم دید دست دیگری در گردنش

از گریبان‌گیری خون‌های ناحق کشتگان

لعل شد آخر بلورین تکمهٔ پیراهنش

بی‌خبر رفت آن نگار از دست من همچون حنا

بار دیگر گر به‌دست افتاد خواهم بیتنش