اینقدر کینهجو مباش مباش
تو که جانی جگرخراش مباش
تو که ای شوخ مخمل اندامی
یار اغیار بدقماش مباش
لخت دل نوش کن به خون جگر
در غم نان و فکر آش مباش
کوهکن را صبا بگو از من
که چو آذر صنمتراش مباش